تبليغاتX
علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان

علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان
آرزو می کنم که سبز شدن هر برگ درخت آمینی باشد برای آرزوهایت... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان


دختری با مادرش در رختخواب

درددل می کرد با چشمی پر زآب
.....................................

با سعید و یاسر و ایضا صفر

با سه تاشان رفته بودم سینما

..........ادامه ی مطلب


 


ادامه مطلب
[ جمعه 1390/08/06 ] [ 9:54 PM ] [ Admin*hadis ]

در راستاي اينکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کليه خانمهاي محترم مي تونن از روش هاي زير استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .
ـ روش کوزه آبي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خورد کوزه می شکست و بعد ............ ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه 1390/08/06 ] [ 9:43 PM ] [ Admin*hadis ]

خدایا... کودکان گل فروش را میبینی؟!      مردان خانه به دوش... دخترکان تن فروش... مادران سیاه پوش... محرابهای فرش پوش... پسران کلیه فروش... زبانهای عشق فروش... انسانهای آدم فروش... همه را میبینی؟؟؟ خدا میبینی؟؟؟ میخواهم یک تکه از آسمانت بخرم, دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد.تو کجایی آدم؟ دوباره سیب بچین......من خسته ام! بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند.

[ جمعه 1390/08/06 ] [ 9:19 PM ] [ Admin*hadis ]

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:” قیمتت چنده خوشگله؟”سواره از کنارت گذشتم، گفتی:” برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!“
در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود


زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی:”زهرمار!“

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود
در پارک، به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اطو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است

[ جمعه 1390/08/06 ] [ 3:39 PM ] [ Sahar ]
وقتی حاجاتت را به تاخیر می اندازد
دارد چیز بزرگتر به تو میدهد
منتها تو حواست به خواسته خودت است و آن را نمی بینی
تو نان خواستی او جان می داد
تو هم می گفتی من جان را می خواهم چه کار؟
من نان می خواهم .

حاج آقا دولابی


[ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 3:39 PM ] [ Sanaz ]
امام رضا(ع):

به خداوند خوشبین باش،

زیرا هرکه به خداوند خوشبین باشد خداوند طبق گمانش رفتار خواهد کرد.



[ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 3:38 PM ] [ Sanaz ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

گاهی خدا درها را میبندد و پنجره ها را قفل می کند، زیباست اگر فکر کنیم شاید بیرون طوفان است و خدا می خواهد از تو محافظت کند.
امکانات وب