تبليغاتX
علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان

علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان
آرزو می کنم که سبز شدن هر برگ درخت آمینی باشد برای آرزوهایت... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

   هرسال وقتي 14 شهریور می رسه هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودمون مي پرسيدیم چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟....
و امسال فهميدیم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو

با گامهاش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ....


آقای شیردل!تولدتون مبارک...

[ یکشنبه 1390/06/13 ] [ 9:30 PM ] [ Admin*hadis ]

تقویم دانشگاهی نیم سال اول سال تحصیلی 91-90


*انتخاب واحد اینترنتی دانشجویان:پنج شنبه90/6/17 لغایت 90/6/25

*شروع کلاسها:شنبه 90/6/26

*حذف و اضافه دو درس:شنبه 90/7/9

*حذف تک درس:شنبه 90/9/19

*پایان کلاسها:پنج شنبه 90/10/22

*امتحانات پایان ترم:یکشنبه 90/10/25 لغایت 90/11/12

[ شنبه 1390/06/12 ] [ 2:3 PM ] [ HaDiS ]

برزیل

مركز تحميل بنت 18 ، رفع صور وملفات سريع التحميل

پاریس

مركز تحميل بنت 18 ، رفع صور وملفات سريع التحميل

آبشار نیاگارا

مركز تحميل بنت 18
،
رفع
صور وملفات
سريع
التحميل

تورنتو

مركز تحميل بنت 18 ، رفع صور وملفات سريع التحميل

لندن

مركز
تحميل بنت 18 ، رفع صور وملفات سريع التحميل

ایران

مركز تحميل بنت 18 ، رفع صور وملفات سريع التحميل

شرکت  برق بخاطر قطع برق عذر خواهی میکندو دلیل قطع برق در ذیل آمده است.

مركز تحميل بنت 18 ، رفع صور وملفات سريع التحميل

[ شنبه 1390/06/12 ] [ 1:43 PM ] [ Sanaz ]
 

سلام به همه دوستان.

پیشنهاد میکنم بقیه ی عکسارو هم یه نگا بندازین واقعا قشنگن.....!!!!!!

 


ادامه مطلب
[ شنبه 1390/06/12 ] [ 1:31 PM ] [ Sanaz ]

زیباترین لذت های دنیا که باعث خر کیف شدن آدم میشه :
1. از خواب پاشی بعد ببینی 1 ساعت دیگه هم میتونی بخوابی !!!
2. وقتی دست تو جیبه لباسه قدیمیت میکنی و ببینی توش یه مقدار پوله ؟!!!
3. اونی که تو فکرشی همون لحظه بهت بزنگه !!!!!
4. وقتی که فکر میکنی امرن تو امتحانت 10 هم نمیگیری ، اما 18 میشی !!!

[ شنبه 1390/06/12 ] [ 12:45 PM ] [ Sanaz ]

موضوع انشاء : ۱۳ نوروز را چگونه در کردید ؟

امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است! این بهترین مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از این هیـــچوقت ما را به مسافرت نبرده بود! در راه شمال به ما خیـــلی خوش گذشـت! ما در راه خیلی چپ کردیم! پدرم می گفت من می پیچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمی پیچه!

خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوست تخمـهاش را بریزد و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شد و ما خیلی خندیدیم ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم، البته من خود اکبرآقا را ندیدم ولی پدرم که او را دیده است می گوید خیلی جوجه اسـت! در جاده خیلی برف آمده بود و ما برف بازی کردیم! مـــــن با گوله برف به پس کـله پدرم زدم و او عصبانی شد و دست من را لای در ماشین گذاشـت و در ماشین را محکم بست!

ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم و پدرم قیلـون و چایی ســـفارش داد. پدرم خیلی قشنگ قیلون میکشد. پدرم حتی در متل قـو هم از رژیمش دست بر نمیدارد و درِ گوشی به همان پسره که قیلون آورد چیزی مـیگوید و یک پارچ آب سفارش می دهد! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطی میکند!

کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند: میخوام برم زن بگیرم ! گوجه بدم رب بگیرم و ... پدرم با این شعر خیلی حال میکند ولی مادرم عصبانی میـشود و با پارچ آب پدرم به صورت من میکوبد! ما 13 را در همانجا در کردیم البته پـدرم خیلی بیشتر از ما در کرد ولی به هر حال به ما خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم ...



موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذراندید؟


قلم بر قلب سفید كاغذ می گذارم و فشار میدهم تا انشا ام آغاز شود. سال گذشته سال بسیار خوبی و پر بركتی میباشد. سال گذشته پسر خاله ام زیرچرخ تریلی رفت و له گشت و ما در مجلس ترحیمش شركت كردیم و خیلی میوه و خرما و حلوا خوردیم و خیلی خوش گذشت .

ما خیلی خاك بازی كردیم. من هر چی گشتم پسرخالهام را پیدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بیل زد، بدون دلیل !

من در پارسال خیلی درس خواندم ولی نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بیرون پرت كردند. پدرم من را به مكانیكی فرستاد تا كار كنم و اوستای من هر روز من را با زنجیر چرخ می*زد و گاهی موقعها كه خیلی عصبانی میشد من را به زمین میبست و دو سه بار با ماشین یكی از مشتریها از روی من رد میشد .

در سال گذشته ما به مسافرت رفتیم و با قطار رفتیم. من در كوپه بسیار پدرم را عصبانی كردم و او برای تنبیه من را روی تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابیدم !

پدرم در سال گذشته خیلی سیگار میكشد و مادرم خیلی ناراحت است و هی به من میگوید: غضوک اوغلی، ولی من نمیدانم چرا وقتی مادرم به من فحش میدهد، پدرم عصبانی می شود !

در سال گذشته ما به عید دیدنی رفتیم و من حدوداً خیلی عیدی جمع كرده ام، ولی پدرم همه آنها را از من گرفت و آنتن ماهواره ای خرید كه بسیار بدآموزی دارد و من نگاه نمیكنم. پدرم در سال گذشته رژیم گرفته است و هر شب با دوست هایش آب و ماست و خیار میخورند و میخندند، گاهی وقتا هم آب با چیپس و ماست موسیر میخورند !!!

[ شنبه 1390/06/12 ] [ 12:40 PM ] [ Sanaz ]

**************

   عکسي که ميبينين برنده جايزه پوليتزره 1994 شده عکس يه بچه قحطي زده سوداني رو نشون ميده که داره براي دريافت غذا به طرف کمپ سازمان ملل سينه خيز ميره اون کرکس منتظره که اون بچه بميره تا بتونه اونو بخوره اين عکس همه دنيا رو متحير کرد هيچکس نفهميد که برا اون بچه چه اتفاقي افتاد حتي عکاس اون آقاي کوين کارتر که بلافاصله بعد از گرفتن عکس اونجا رو ترک کرد سه ماه بعد هم به علت افسردگي زياد خودکشي کرد.
[ جمعه 1390/06/11 ] [ 11:44 AM ] [ HaDiS ]

خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین

خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر

خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت

خداحافظ ماه شب های نورانی قدر . .


خدایا به تو پناه می برم اگر این ماه تمام بشود و من را هنوز نبخشیده باشی . . .

دوستای خوبم!عیدتون مبارک
[ چهارشنبه 1390/06/09 ] [ 10:8 AM ] [ Admin*hadis ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

گاهی خدا درها را میبندد و پنجره ها را قفل می کند، زیباست اگر فکر کنیم شاید بیرون طوفان است و خدا می خواهد از تو محافظت کند.
امکانات وب