تبليغاتX
علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان

علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان
آرزو می کنم که سبز شدن هر برگ درخت آمینی باشد برای آرزوهایت... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
سلام به همه ی دوستای خوبم که تابستون هم به وبلاگ خودشون سر می زنن.

این پست رو گذاشتم تا هرکی هرچی دلش می خواد بگه.از دلتنگیاش از شادی هاش از غم و ...

نظرخواهی برای این پست آزاد هست یعنی نظرات بدون تایید نمایش داده می شن.پس لطفا شئونات رو فراموش نکنید و از توهین به اشخاص و بکار بردن الفاظ نادرست خودداری کنید!!!و الی آخر...

موفق باشید

[ دوشنبه 1390/05/10 ] [ 2:36 PM ] [ HaDiS ]

***

***

***

[ دوشنبه 1390/05/10 ] [ 2:13 PM ] [ HaDiS ]

چند سال پیش ، در یک روز گرم تابستان ، پسر کوچکی با عجله لباسهایش را در آورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت میبرد. مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی پسرش شنا می کرد.
 
مادر وحشتزده به سمت دریاچه دوید و با فریادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود.
 
تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد، مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر آنقدر زیاد بود که نمی گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آنها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراری داد.
 
پسر را سریع به بیمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودی پیدا کند.
 
پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخنهای مادرش مانده بود.
خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخمهایش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت :

” این زخمها را دوست دارم ، اینها خراشهای عشق مادرم هستند”

گاهی مثل یک کودکِ قدرشناس
خراشهای عشق خداوند را به خودت نشان بده
خواهی دید چقدر دوست داشتنی هستند...

[ دوشنبه 1390/05/10 ] [ 2:10 PM ] [ HaDiS ]

عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک

سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم

به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

.

.

.

"فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک"


[ دوشنبه 1390/05/10 ] [ 1:36 PM ] [ HaDiS ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

گاهی خدا درها را میبندد و پنجره ها را قفل می کند، زیباست اگر فکر کنیم شاید بیرون طوفان است و خدا می خواهد از تو محافظت کند.
امکانات وب