|
علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان آرزو می کنم که سبز شدن هر برگ درخت آمینی باشد برای آرزوهایت...
| ||
|
یادش بخیر ترم اول با چه ذوق و شوقی اومدیم دانشگاه فکر کردیم چه خبره............... البته خاطرات جالبیم داشت مثه این عکس جاتون خالی خیلی خندیدیم و خوش گذشت. خیلی دلم میخواست کارگره بلند شه و با بیلش بیفته دنبال عکاسمون (ساناز) بچه ها خاطره هاو سوتی هاو چیزایی که فک میکنین جالبه رو تو نظرات بنویسین یا پستشو بزارین
[ چهارشنبه 1390/02/21 ] [ 10:4 PM ] [ Sahar ]
اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید... اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید.... اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...
اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...
اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...
اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬
مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.
(لئو بو سکا لیا) [ دوشنبه 1390/02/19 ] [ 11:29 PM ] [ Admin*hadis ]
پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم! تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضحکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود! اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟ اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!! و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند. کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را... بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند... (دکتر علی شریعتی) [ دوشنبه 1390/02/19 ] [ 10:10 PM ] [ Admin*hadis ]
شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن : تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده... ادامه مطلب [ دوشنبه 1390/02/19 ] [ 10:3 PM ] [ HaDiS ]
[ دوشنبه 1390/02/19 ] [ 5:14 PM ] [ Sanaz ]
خداوندا
روزهای من چون شعله های آتش زبانه کشیدند و خاموش شدند ولی در روشنی آنها چهره تو را دیدم و تو مرا شعری چند آموختی که از ما به یادگار خواهد ماند. ِ~~~~~~~~~~~ برای روشنی است که می نویسم اگر همیشه و همه جا تاریک بود هرگز نمی نوشتم. ~~~~~~~~~~~~~~~~~ ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد...... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ بهار فصل دوباره بودن است فصل یادآوری این معجزه که: همه چیز را دوباره می توان آغاز کرد. و حتی چندباره..... مهم آغاز است. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد. در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد من با نخستین نگاه تو آغاز شدم. ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ پیداست هنوز شقایق نشدی ... زندانی زندان دقایق نشدی ... عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی ... پاییز بهاریست که عاشق شده است... [ دوشنبه 1390/02/19 ] [ 4:40 PM ] [ Sanaz ]
امروز بزرگترین روز هستیست روزی که آفریدگار تورا به جهان هدیه داد و من میترسم که به تو تبریکی بگوییم که شایسته ی تو نباشد به زمین خوش آمدی ای ظرافت تپش قلب چکاوک تو را بر ظریف ترین قله ی احساسمان قرار داده و با تمام وجود فریاد بر می آوریم که روشن ترین فرداها تقدیم تو باد خانم ها بلوچی ـ جمالزهی و ابراهیم نژاد تولدتون مبارک
{چون تعداد پست ها زیاد می شد تولد خانم ها جمالزهی(۲۰ اردیبهشت) وابراهیم نژاد(۲۱ اردیبهشت) رو پیشاپیش بهشون تبریک گفتیم } [ یکشنبه 1390/02/18 ] [ 8:17 PM ] [ Admin*hadis ]
بلندترین برج دنیا با ۱۶۰۰ متر ارتفاع مقایسه ای از برج در دست ساخت پادشاهی عربستان با برجهای دوقلوی پتروناس در شهر کوالالامپور مالزی ادامه مطلب [ شنبه 1390/02/17 ] [ 8:40 PM ] [ Persian star ]
یکی از مکان های عجیب و غریب دنیا معروف به دریاچه خون است که این دریاچه در (بپوو) شهری در یکی از جزایر ژاپنواقع است.
این منطقه از ذرات داغی در سراسر آن تشکیل شده است، چشمه ای از آب گرم که سال هاست در حال جوشیدن است.آهن زیاد موجود در چشمه آب گرم، آب را به صورت قرمزی غیر آرامش بخش و حتی ترسناک و به رنگ خون تبدیل می کند.و همچنین باعث میشود عمق چشمه را بیشتر از حد معمول خود نشان دهد. عنصر آهن سبب تغییر رنگ سنگ ها به رنگ قرمز نیز در اطراف آن می شود.با دیدن این منظره حس عجیبی به شما دست می دهد.
بخار آب یا گازی که از ترکیب جوشیدن آهن موجود در آن به وجود می آید و سطح چشمه را فرا گرفته است باعث ایجاد ترس و دلهره در وجود شما می شود زیرا صحنه ای همچون مواد مذاب آتشفشان را تداعی می کند که در حال جوشیدن است.و شاید ترسی که بعد از دیدن این منظره احساس می شود باعث شده است که بومیان این منطقه به چشمه آب گرم، لقب « جهنم» را بدهند. [ شنبه 1390/02/17 ] [ 5:23 PM ] [ Sanaz ]
نردبانیست میان من و تو و تو از آن بالا [ شنبه 1390/02/17 ] [ 4:33 PM ] [ Sanaz ]
جمعی از بچه ها تصمیم دارند با هدف افزایش صمیمیت بین بچه ها اردویی سیاحتی زیارتی رفاقتی برگزار کنند حالا میاین یا میاین!!!!!!!!!! مکانشو خودتون در قسمت نظرات تعیین کنید. به بهترین مکان انتخابی یک دستگاه شکلات به قید قرعه اهدا میشود!!!! از انتخاب مسجد جامع مصلی و......... جدا خودداری فرمایید حضور همه ی بچه های کلاس الزامی میباشد هر کی نیاد به ضور میاد [ پنجشنبه 1390/02/15 ] [ 3:39 PM ] [ Admin*hadis ]
این گل خیلی بزرگ در یکی از جنگلهای بارانی مالزی می روید و در زیستگاه دور افتاده و بومی خود تقریبا از نظرها پنهان است.
زیرا طی کردن مسیر پرفراز و نشیب این جنگلها برای دیدن گلی که عمر کوتاه چند روزه دارد بسیار مشکل می باشد .این گل بسیار بزرگ و نادر با قطری حدود 90 سانتیمتر به رنگ قرمز و نارنجی توام با لکه های برجسته سفید رنگ شکفته می شود غنچه آن به اندازه یک کلم بزرگ است که بطور مستقیم و در یک جهت رشد کرده و بالا می آید و حتی تا چندین ماه می ماند اما بر خلاف زیبایی ظاهر بوی خیلی بدی از آن متصاعد می شود و به همین دلیل به عنوان گل لاشه شناخته می شود .
[ پنجشنبه 1390/02/15 ] [ 1:27 PM ] [ Sanaz ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||