|
علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان آرزو می کنم که سبز شدن هر برگ درخت آمینی باشد برای آرزوهایت...
| ||
|
چه کسی می گوید که گرانی شده است؟ دوره ی ارزانیست ! دل ربودن ارزان ! دل شکستن ارزان! دوستی ها ارزان! دشمنی ها ارزان! چه شرافت ارزان! ....................... آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر قیمت عشق چقدر کم شده است کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خوردست قیمت هر انسان!!
[ سه شنبه 1390/02/06 ] [ 11:1 PM ] [ Admin*hadis ]
داستان عشق عجیب و غریب یک مرد و زن چینی، اخیرا رسانهای شده است و توجه زیادی به خود جلب کرده است.
بیش از پنجاه سال پیش، «لیو» که یک جوان ۱۹ ساله بود، عاشق یک زن ۲۹ ساله بیوه به نام «ژو» شد. در آن زمان عشق یک مرد جوان به یک زن مسنتر،غیراخلاقی بود و پسندیده نبود. برای جلوگیری از شایعات این زوج تصمیم گرفتند، فرار کنند و درغاری در استان ژیانگجین زندگی کنند. در اول زندگی مشترک آنها بیچیز بودند، نه دسترسی به برق داشتند و نه غذایی، طوری که مجبور بودند از گیاهان و ریشه درختان تعذیه کنند و روشنایی خود را با یک چراغ نفتی تأمین کنند.
در دومین سال زندگی مشترک، «لیو»، کار خارقالعادهای را شروع کرد، او با دست خالی شروع به کندن پلکانهایی در دل کوه کرد، تا همسرش بتواند به آسانی از کوه پایین بیاید، او این کار را پنجاه سال ادامه داد. نیم قرن بعد در سال ۲۰۰۱، گروهی از مکتشفین، در کمال تعجب این زوج پیر را همراه شش هزار پله کنده شده با دست پیدا کردند. هفته پیش «لیو» در ۷۲ سالگی در کنار همسرش فوت کرد. «ژو» روزهای زیادی در کنار تابوت همسرش سوگوار بود. دولت چین تصمیم گرفته که «پلکان عشق» و محل زندگی این زوج را حفظ کند و آن را تبدیل به یک موزه کند
Gah Ba Yek Gole Sorkh Gah Ba Yek Dele Tang Gah Bayad Roeid , Dar Pase In Baran Gah Bayad Khandid , Bar Ghami Bi Payan Taghdim be bachehay gol AZMAYESHGAH
[ سه شنبه 1390/02/06 ] [ 10:3 PM ] [ Admin*hadis ]
پرنده آبی
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد. ادامه مطلب [ سه شنبه 1390/02/06 ] [ 9:15 PM ] [ HaDiS ]
آره درست حدس زدید ونیزه.........
برای دیدن بقیه ی عکس های شهر رویاها برید ادامه مطالب........
ادامه مطلب [ سه شنبه 1390/02/06 ] [ 1:56 PM ] [ Sanaz ]
[ یکشنبه 1390/02/04 ] [ 6:57 PM ] [ Sanaz ]
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند. وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.... گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم. پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن.. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه. ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت. خواهرت هم امروز صبح فارغ شد.. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي. راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده. همين ديگه .. خبر جديدي نيست. راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم. [ یکشنبه 1390/02/04 ] [ 8:36 AM ] [ Sanaz ]
![]() [ یکشنبه 1390/02/04 ] [ 8:34 AM ] [ Sanaz ]
سلام به همه دوستان.
میخوایم پستی به اسم صندلی داغ بزاریم.......... کی حاضره اولین مهمان صندلی داغمون بشه؟؟؟
[ جمعه 1390/02/02 ] [ 3:15 PM ] [ Sanaz ]
دختر کوچولو پرسید: اگر كوسه ها آدم بودند، با ماهي هاي كوچولو مهربانتر مي شدند؟ آقای كي گفت : اگر كوسه ها آدم بودند، توی دريا براي ماهي ها جعبه های محكمي مي ساختند، همه جور خوراكي توی آن مي گذاشتند، مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد. برای آن كه هيچ وقت دل ماهي كوچولو نگيرد، گاهگاه مهماني های بزرگ بر پا مي كردند، چون كه گوشت ماهي شاد از ماهي دلگير لذيذتر است ! برای ماهی ها مدرسه مي ساختند وبه آن ها ياد مي دادند که ...
ادامه مطلب یادتون نره! ادامه مطلب [ جمعه 1390/02/02 ] [ 1:1 PM ] [ HaDiS ]
[ جمعه 1390/02/02 ] [ 12:8 PM ] [ HaDiS ]
بچه بودم گریه میکردم کفش ندارم مردی را دیدم که پا نداشت ( دکتر شریعتی) هر وقت دیدین خیلی مصیبت زده هستین با خودتون فکر کنید شاید بدتر از این هم میشد
[ پنجشنبه 1390/02/01 ] [ 3:47 PM ] [ benyamin ]
تصمیم گرفتم کرسی ازاد اندیشی رو به کلاس بیارم و این بخش رو گذاشتم تا شما هم بتونید نظراتتون رو داشته باشید امیدوارم بی جنبه بازی در نیارن بعضیا!!!!!!!!!!گفته باشم صرفا واسه خندست نه توهین!!! عواقب دعوا و کتک کاری به عهده ی خودتونه
بچه ها سعی کنید به اسم خودتون نظر بذارین و از من ،او ،ما،شما ،ایشان و ............. کم تر استفاده کنید
[ پنجشنبه 1390/02/01 ] [ 2:18 PM ] [ Admin*hadis ]
بی تو... بی تو تنهایی سخت است ای عشق من،ای تمام هستی من. بی تو بودن معنا ندارد. بی تو، چراغ زندگی ام خاموش است. بی تو، گذران قافله عمر دلگیر است. بی تو، زینب تنها می شود، حسینم میرد. بی تو، بیت الاحزان مدینه تنها می شود. بی تو، آسمان چگونه ببارد، زمین چگونه تاب بیاورد. بی تو، مدینه سر بر بالین کدام دوست نهد. بی تو، ستارگان خاموشند. زهرا جان! ریحانه رسول! بی تو، خورشید غروب می کند. ای بیهمتا!... آسمان چگونه پهلویت را دید و نگریست...
[ پنجشنبه 1390/02/01 ] [ 12:36 PM ] [ Sanaz ]
سلام با توجه به مسائل پیش اومده اکانت کاربری badboy حذف شد قرار نبود به هم دیگه توهین کنیم،بود؟؟؟؟؟؟؟ واقعا چقدر راحت حرمت ها و مرز بین دوستیا شکسته میشه موندم که میشه ما سه سال همو تحمل کنیم ؟؟؟؟؟؟؟ انجمن دیگه هر نظری بذاری،چه خوب و چه بد تایید نمیشه هیچ کدوم از بچه ها ،هیچ خاطره ی خوبی ازتو و از نظراتت نداره( عادل فردوسی پور،جوراب فلانی،یقه ی بنده خدا،کمربند قلی،کفش نقی و ............ به تو و انجمنت چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟) به نظرتون میشه با این وضعیت صندلی داغ گذاشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه قرار باشه با این مسائل ساده از همدیگه دلخور بشین بهتره دور صندلی یخی رو هم خط بکشیم چه برسه به صندلی داغ!!!!!! هر نظری دوس دارین بذارین و مطمئن باشین ناراحت نمیشم!!!!!! يا علي رفتم بقيع اما چه سود هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود يا علي قبر پرستويت کجاست؟آن گل صد برگ خوش بويت کجاست؟
[ پنجشنبه 1390/02/01 ] [ 1:3 AM ] [ Admin*hadis ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||