تبليغاتX
علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان

علوم آزمایشگاهی 89 زاهدان
آرزو می کنم که سبز شدن هر برگ درخت آمینی باشد برای آرزوهایت... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

In Africa

 

In India

 

In Morocco

 

In London

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/01/30 ] [ 9:14 AM ] [ HaDiS ]
سلام بچه ها چیز زیادی ندارم بگم فقط

             روزتون مبارک

                              .امیدوارم موفق باشین

[ دوشنبه 1390/01/29 ] [ 11:7 PM ] [ benyamin ]
سلام به همه هم کلاسی ها.......

ان شاء الله که تا اینجای عید به همتون خوش گذشته باشه.و از این به بعد هم بیشتر خوش بگذره.

جزوه ی بیوشیمی رو واستون میذارم ولی فقط به این جزوه اکتفا نکنین بخصوص بخش ویتامین ها.

 توجه :  این ۲۶ صفحه ،کل جزوه بیوشیمی نیست فقط قسمت هایی هست که استاد درس نداده

و گفته خودمون بخونیم. یعنی ادامه پروتئین ها و همچنین ویتامین ها .

امیدوارم مفید باشه........

برید ادامه مطالب.

 

[ دوشنبه 1390/01/29 ] [ 10:9 PM ] [ Sanaz ]
 

مینویسم…


از سادگی تا سپید پوشی بی ادعایت مینویسم..


از خطرهای به جان خریده تا زیبایی  کلام تیزبینت مینویسم…

مینویسم… 

تا بدانی هنوز نوشتنی هست برای نشان لیاقت لحظه لحظه تلاشت...

مینویسم…

تا بدانی هنوز عشقی هست برای دقتت ، بودنت و زندگی بخشیدنت...

آری....

زندگی بخشیدن در ورای نگاه و قلم تیز بینت…

نگاه خداوند…اراده ی دستان توست…

دستان توانا و پر مهرت را که تجلی نور خداوندیست میستایم...

                       "روزت ای سپید پوش بی ادعا مبارک"

[ دوشنبه 1390/01/29 ] [ 10:5 PM ] [ Sanaz ]

نام‌ : معروف‌ به‌ ابوالفضائل‌ سیداسماعیل‌ جرجانی
      ولادت‌: ( به‌ سال‌ 434 هـ.ق ) در جرجان‌ یا گرگان
      وفات‌: به‌ سال‌ 531 هجری‌ در مرو
سید اسماعیل‌ جرجانی در نیمه‌ دوم‌ قرن‌ پنجم‌ و نیمه‌ اول‌ قرن‌ ششم‌ هجری قمری‌ می‌زیسته‌ است‌، یعنی تماماً در دوره‌ای كه‌ ایران‌ شرقی زیر سلط‌ه‌ سلسله‌ نیرومند تازه‌ به‌ قدرت‌ رسیده‌ تركان‌ سلجوقی بود. وی از خانواده‌‌ سادات‌ حسینی بود كه‌ از اصفهان‌ به‌ گرگان‌ کوچ کرده‌ بودند. گفته‌اند كه‌ خانواده‌اش‌ با بزرگان‌ سلسله‌ آل‌ زیار روابط‌ نزدیك‌ داشته‌اند. جرجانی در اوایل‌ 
جوانی به‌ نیشابور، كه‌ مركز خراسان‌ بود، رفت‌. نیشابور گذشته‌ از آنكه‌ منزلگاه‌ طغرل‌ سلجوقی و پایگاه‌ او برای‌ تاخت‌ و تازهایش‌ به‌ غرب‌ ایران‌ بود، مركز عمده‌ فرهنگی آن‌ زمان‌ به‌ شمار می رفت‌. جرجانی برای‌ تحصیل‌ علم‌ و مخصوصا فراگرفتن‌ حدیث‌ به‌ نیشابور رفت‌ كه‌ در آن‌ سالها محدث‌ و عارف‌ بزرگ‌ زمان‌، ابوالقاسم‌ قشیری‌ (673 تا 564 هـ.ق) در آن‌ شهر، خلق‌ و خواص‌ را به‌ فراخور حال‌ ارشاد می‌كرد. در مورد آموزش‌ پزشكی‌، وی‌ در مجالس‌ درس‌ ابن‌ ابی‌ صادق‌ النیسابوری‌ شركت‌ می‌كرد. جرجانی‌ از ط‌ریق‌ همین‌ ابن‌ ابی‌ صادق‌ با ط‌ب‌ جالینوسی‌ آشنایی‌ یافت‌. ناگفته‌ نگذاریم‌ كه‌ تعلق‌ ابن‌ ابی‌ صادق‌ به‌ مكتب‌ جالینوس‌ بسیار ژرف‌ و گسترده‌ بوده‌ است‌. احتمال‌ دارد كه‌ جرجانی‌ در مجالس‌ درس‌ احمد فرخ‌ هم‌ شركت‌ می‌كرده‌ است‌، زیرا كه‌ در گفتار در باب‌ چشم‌، اقوال او را نقل‌ كرده‌ است‌. یاقوت‌ حموی‌ در معجم ‌البلدان‌ راجع‌ به‌ سید اسمعیل‌ جرجانی‌ چنین‌ می‌گوید: ابوابراهیم‌ اسماعیل‌ بن‌ الحسن‌ بن‌ محمدبن‌ احمد العلوی‌ الحسینی‌ اهل‌ جرجان‌ ، او كاملا به‌ علم‌ پزشكی‌ آگاه‌ بود و تالیفات‌ ارزشمندی‌ به‌ عربی‌ و فارسی‌ داشت‌. (یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ البلدان‌، دارالاحیا التراث‌ العربی‌، بیروت‌، مجلد دوم‌، ص‌ 221). از خود کتاب ذخیره‌ خوارزمشاهی‌ چنین بر می‌آید كه‌ جرجانی‌ به‌ قم‌، به‌ نزد فرزندان‌ كوشیاربن‌ لبان‌ رفت‌ تا نسخه‌های‌ خطی كوشیار را كه‌ نزد آنان‌ بود، وارسی‌ كند. این‌ كوشیار، منجم‌ شاهان‌ قدیم‌ گرگان‌ بود و نیز مسلم‌ است‌ كه‌ جرجانی‌ به‌ محافل‌ ادبا و دانشمندان‌ دینی‌ رفت‌ و آمد می‌كرده‌ است‌. مسلم‌ است‌ كه‌ جرجانی‌ تحت‌ تاثیر عمیق‌ دین‌ و عرفان‌ اسلامی‌ بود. شخصیت‌ دینی‌ و معرفتی‌ سید در سراسر مباحث‌ مربوط‌ به‌ علم‌ اعمال‌ بدن‌ آدمی‌ ( فیزیولوژی ‌) ذخیره‌ منعكس‌ است‌. تاثیر ایمان‌ عمیق‌ به‌ اراده‌ و مشیت‌ الهی‌ هم‌ در حد اعلای‌ آن‌ در آثار جرجانی‌ مشهود می‌باشد. اشارات‌ مكرر جرجانی‌ به‌ عنایت‌ ایزدی‌ و ستایش‌ حق‌ تعالی‌ در سراسر كتاب‌ ذخیره‌ خوارزمشاهی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد. افزون‌ بر اینها، خوارزم‌ جایگاه‌ مبادله‌ میان‌ جهان‌ اسلام‌ و سرزمین‌ اسلاو بود. (سعیدی‌ سیرجانی‌، ذخیره‌ خوارزمشاهی‌، سید اسماعیل‌ جرجانی‌، بنیاد فرهنگ‌ ایران‌) . آخرین‌ كتابی‌ كه‌ جرجانی‌ تالیف‌ كرده‌ بود ترجمه‌ عربی‌ ذخیره‌ خوارزمشاهی‌ است‌ كه‌ به‌ تصریح‌ خود جرجانی ‌در مقدمه‌ آن‌ ترجمه‌، سالهای‌ آخر عمر را صرف‌ آن‌ كرده‌ است) . جرجانی‌ یك‌ سال‌ در مرو پایتخت‌ سنجر ماندگار شد و فقط‌ پس‌ از بازگشت‌ اتسز از مرو به‌ بلخ‌ بود كه‌ میان‌ اتسز و سنجر اختلاف‌ پدید آمد. براثر آن‌ اختلاف‌، در محرم‌ 335 جنگی‌ میان‌ آن‌ دو درگرفت‌. درست‌ نمی‌دانیم‌ جرجانی‌ چرا و در چه‌ شرایطی به‌ مرو رفت‌. ولی‌ مسلم‌ است‌ كه‌ در دربار سنجر مورد استقبال‌ قرار گرفت‌، مقرری‌ برایش‌ تعیین‌ شد و به‌ آموزش‌ پزشكی‌ ادامه‌ داد. احتمالا در همین‌ مرو بوده‌ است‌ كه‌ ابوسعد سمعانی‌ جوان‌ (605 تا 365 هـ.ق ) نزد جرجانی‌ حدیث‌ آموخت‌.
شخصیت‌ جرجانی‌ از ورای‌ آثارش‌ مشهود است‌. مردی‌ دقیق‌، در حد وسواس‌، خوشخو، خوش‌ برخورد، موشكاف‌ و اهل‌ میانه‌ روی‌ و عارف‌ بود. بیهقی‌ او را " مردی‌ جدی‌، یار و همراه‌ و سخاوتمند" وصف‌ كرده‌ است‌. در واقع‌ مردی‌ بود كه‌ در جامعه‌ و با جامعه‌ خود می‌زیست‌ و به‌ هیچ‌ روی‌ محصور در مطالعات‌ و تالیفات‌ خود نبود. ابن‌ابی‌اصیبعه‌ او را " پزشكی‌ بزرگ‌ كه‌ دارای‌ شایستگی‌ بسیار و علم‌ فراوان‌ بود " معرفی‌ كرده‌ است‌. او پزشك‌ دربار بود و در این‌ مقام‌، افزون‌ بر درمان‌ معمولی‌ رایج‌ در آن‌ عصر، رایزن‌ دربار در رشته‌های‌ مختلف‌ نیز بود و به‌ هرگونه‌ پرسش‌ سلطان‌ درباره‌ علوم‌ ط‌بیعی‌ پاسخ‌ می‌گفت‌. او همچنین‌ پزشك‌ نظ‌امی‌ نیز بود و این‌ از فصلهایی‌ از كتابش‌ كه‌ به‌ زخمهای‌ سواركاران‌ و آسیبهای‌ پوست‌ و زخمهای‌ ناشی‌ از جنگ‌ اختصاص‌ داده‌ است‌، معلوم‌ می‌شود. نكته‌ جالب‌ این‌ است‌ كه‌ تنها موردی‌ كه‌ در اغراض‌ الط‌بیه‌ به‌ چشم‌ پزشكی‌ اشاره‌ دارد، مربوط‌ به‌ زخم‌ پیكان‌ در چشم‌ است‌. او همچنین‌ پزشك‌ مردم‌ بود و به‌ احوال‌ و شرایط‌ زندگی‌ مردم‌ توجه‌ داشت‌ و به‌ شیوه‌های‌ نادرست‌ غذایی‌ آنان‌ خرده‌ می‌گرفت‌ و توصیه‌هایی‌ می‌كرد. جرجانی‌ مردی‌ متدین‌ و یكی‌ از حلقه‌های‌ زنجیر نقل‌ احادیث‌ و عارفی‌ دل سوخته‌ بود. قرائن‌ و دلایل‌ قوی‌ بر تشیع‌ سید وجود دارد و حشر و نشر وی‌ با بزرگان علمای‌ اسلام‌ اعم‌ از سنی‌ و شیعه‌ نشانه‌ سعه‌ صدر و جامع‌نگری‌ اوست‌ كه‌ هر كجا كسی‌ را می‌یافت‌ كه‌ می‌توانست‌ از او بهره‌ علمی‌ و معرفتی‌ ببرد درنگ‌ نمی‌كرد و بیشترین‌ استفاده‌ معرفتی‌ را از شیخ‌ ابوالقاسم‌ عبدالكریم‌ قشیری‌ می‌نمود. قشیری‌ و شیخ‌ ابوسعید ابوالخیر از پیشگامان‌ عرفان‌ بودند كه‌ در خراسان‌ و ماوراالنهر بساط‌ ارشاد گسترده‌ بودند و هركسی‌ با هر مذهبی‌ كه‌ شوقی‌ در دل‌ و شوری‌ در سر داشت‌ از محضر آنها استفاده‌ می‌كرد.
كتاب‌ ذخیره‌ خوارزمشاهی‌ از زمان‌ تالیف‌ به‌ بعد همواره‌ جزو اركان‌ كتب‌ طبی‌ شمرده‌ می‌شده‌ است‌ و بنا به‌ قولی ،‌ هر كه‌ می‌خواست‌ در پزشكی‌ ماهر شود می‌بایست‌ یكی‌ از كتابهای‌ سته‌ عشر جالینوس‌، حاوی‌ محمد بن‌ زكریای‌ رازی‌، قانون‌ ابن‌ سینا، كتاب‌ المائه‌ ابوسهل‌ مسیحی‌ و ذخیره‌ خوارزمشاهی‌ سید اسمعیل‌ جرجانی‌ را به‌ دقت‌ مطالعه‌ كرده‌ باشد. بر اثر اهمیتی‌ كه‌ ذخیره‌ در عالم‌ پزشكی‌ پیدا كرده‌ ترجمه‌یی‌ از آن‌ به‌ عبری‌ و سپس‌ ترجمه‌ای‌ به‌ تركی‌ توسط‌ ابوالفضل‌ محمد بن‌ ادریس‌ الدفتری‌ متوفی‌ به‌ سال‌ 289 هجری‌ قمری‌ صورت‌ گرفت‌ .
ذخیره خوارزمشاهی
ذخیرهٔ خوارزمشاهی کتابی‌است به زبان فارسی در پزشکی نوشتهٔ اسماعیل جرجانی. آغاز تألیف آن ۵۰۴ قمری بوده‌است. کتاب تقدیم به قطب‌الدین خوارزمشاه است. ذخیرهٔ خوارزمشاهی بزرگ‌ترین کتاب پزشکی به زبان فارسی بود که تا بدان تاریخ نوشته می‌شد. جرجانی خود در باب تفصیل کتاب در مقدمهٔ اثر گوید:
و خاصیت این کتاب تمامی است از بهر آنکه قصد کرده آمده است تا اندر هر بابی آنچه طبیب را اندر آن باب بباید دانست از علم و عمل به تمامی یاد کرده آید و معلوم است که بر این نسق هیچ کتابی موجود نیست.[...] و این کتاب چنان جمع کرده آمده است که طبیب را اندر هیچ باب به هیچ کتاب دیگر حاجت نباشد و به سبب بازگشتن به کتابهای بسیار، خاطر پراکنده نشود.
فهرست‌ منابع‌
1 ـ جرجانی‌، سیداسماعیل‌; ذخیره‌ خوارزمشاهی‌، به‌ اهتمام‌ سعیدی‌ سیرجانی‌، بنیاد فرهنگ‌ ایران‌، 5531
2 ـ جرجانی‌، سیداسماعیل‌; الاغراض‌ الط‌بیه‌ فی‌ مباحث‌ العلائیه‌; بنیاد فرهنگ‌ ایران‌
3 ـ جرجانی‌، سیداسماعیل‌; خفی‌ علایی‌; به‌ تصحیح‌ دكتر محمود نجم‌آبادی‌ ـ دكتر علی‌اكبر ولایتی‌
4ـ انصاری‌ شیرازی‌، علی‌بن‌ حسین‌; اختیارات‌ بدیعی‌، تصحیح‌ و تحشیه‌ دكتر محمدتقی‌ میر، تهران‌ 1731
5 ـ زرگری‌، علی‌; گیاهان‌ دارویی‌ ایران‌، دانشگاه‌ تهران‌، 1731
6 ـ نجم‌ آبادی‌، محمود; تاریخ‌ ط‌ب‌ در ایران‌ بعد از اسلام‌، دانشگاه‌ تهران‌
7 ـ الگود، سیریل‌; تاریخ‌ پزشكی‌ ایران‌، ترجمه‌ محسن‌ جاویدان‌; اقبال‌
 
 
 اهمیت‌ جرجانی‌ در پزشكی
1-   حکیم جرجانی یک طبیب ایرانی است.
2-     با توجه به زندگینامه ایشان یک پزشک مسلمان می باشد.
3-    پس‌ از ابن‌سینا اولین‌ طبیبی‌ است‌ كه‌ كلیه‌ فصول‌ پزشكی‌ را مورد بحث و گفتگو‌ قرار داد و بر دانش‌ گذشتگان‌ افزوده‌ است‌.
4-    اینكه‌ بخش‌ اعظم كتابهای‌ خود را به‌ زبان‌ فارسی‌ تالیف‌ كرده‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ كسی‌ به‌ این‌ وسعت‌ به‌ تدوین‌ متون‌ پزشكی‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ اقدام‌ نكرده‌ بود و كتابهای‌ وی‌ بخصوص‌ ذخیره متنی‌ اساسی‌ و ماندنی‌ در علوم‌ پزشكی‌ و ماخذی‌ برای‌ اصطلاحات این‌ رشته‌ و حوزه‌های مربوط‌ می‌باشد.
 اهمیت جرجانی در آزمایشگاه و دلایل انتخاب ایشان  
1-     قسمتهای عمده از کتاب ذخیره خوارزمشاهی مربوط به آزمایش نمونه های انسانی مانند خون ، ادرار ، مدفوع و سایر مایعات بدن می باشد.
2-     ایشان علاوه بر معالجه بیمار در تشخیصهای آزمایشگاهی نیز حاذق بوده است و بیشتر از دید مشاهدات آزمایشگاهی به تشخیص بیماریها می پرداخت.
 
 اهمیت انتخاب روز 30 فروردین ماه
1-     از دیدگاه ما انتخاب روز بزرگداشت این طبیب مسلمان ایرانی فرزانه که می تواند به عنوان شروع کننده یک نوآوری جدیدی از نگاه مشاهدات آزمایشگاهی و نهایتاً تشخیص بیماری در دنیای اسلام و پزشکی باشد، لازم و ضروری است.
2-     با عنایت به کتب مختلف پزشکی از جمله تاریخ پزشکی و آثار ارزنده ایشان (ذخیره خوارزمشاهی) تاریخ دقیق تولد و فوت مشخص نگردیده است .
3-     30 فروردین ماه با عنایت به اینکه از روزها و ماههای اول سال است و شروع فعالیت کاری یک صنف از وجوه مختلف در ابتدای سال مفید می باشد، انتخاب گردید.
4-     در ضمن چندین سال می باشد که همکاران علوم آزمایشگاهی در سراسر کشور این روز را به عنوان روز علوم آزمایشگاهی می پندارند.
 
 اقدامات انجام گرفته در کشور : 
1- یکی از بیمارستانهای قدیمی تهران نام جرجانی را بر پیشانی خود دارد .
2- دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران نام جایزه معرفی پزشک برتر خود را 
جایزه حکیم جرجانی
 نهاده است.
3- یک دانشگاه غیرانتفاعی، یک تشکل غیردولتی و یک داروخانه درگرگان، حکیم جرجانی را برای خود برگزیده ‌اند.
4- بیمارستان تامین اجتماعی گرگان به نام حکیم جرجانی نام نهاده شده است.
5-دانشکده پرستاری و مامائی دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز به عنوان ساختمان جرجانی معروف است.
      اما هنوز نیز حکیم جرجانی پزشک نامدار ایرانی برای گرگانیان و دیگر هموطنان ناشناخته بوده و ضرورت اقدامات بیشتر برای معرفی این طبیب بزرگ به جهت ایجاد حس‌ خود باوری در بین ایرانیان احساس می شود.
 
 اهمیت درج روز علوم آزمایشگاهی در تقویم کشوری
رشته علوم آزمایشگاهی از دیر باز زیر بنای تحقیقات و پژوهشهای علمی و از عوامل توسعه و پیشرفت در زمینه های مختلف پزشکی در جهان معاصر بشمار می رفته است. در کشور ما نیز خوشبختانه این رشته در سالهای اخیر جایگاه ویژه ای در نظام سلامت کشوری و بین المللی داشته و نقش موثری در فعالیتهای پژوهشی بهداشتی و درمانی ایفا نموده است.
دلایل :
1-    همه ساله مراسمی بصورت سنتی و خود جوش در سالروز تولد حکیم جرجانی در اکثر مراکز آزمایشگاهی کشور برگزار می شود.
2-   چنانچه مستحضرید سایر شاغلین رسته های بهداشتی و درمانی از جمله پزشک، پرستار و ماما در تقویم فرهنگی کشوری دارای روز مشخصی هستند که نشانه هویت و توجه به شأن شغلی و حرفه ای ایشان در جامعه می باشد.
3-   تنویر افکارعمومی و اطلاع آحاد جامعه ازعملکرد کارکنان خدوم و گمنام در عرصه علوم آزمایشگاهی در سطح کشور
4-   درخواست های مکرر و به حق شاغلین و کارکنان آزمایشگاههای تشخیص طبی زمینه ای برای توجه بیشتر مسئولین به کاستی ها و رفع موانع و یا پیشرفت این حرفه در جامعه
5-   تجلیل از پیشرفتها ، تحقیقات نوین و دستاوردهای جدید و قدردانی از تلاشهای گرانسنگ دانشمندان، متخصصین، دانشجویان و کارکنان
6-   گرامیداشت کارمندان نمونه و پیشکسوتان
7-   نظر به شرح وظایف هیئت مدیره مندرج در اساسنامه جامعه مبنی بر دفاع از شأن و هویت حرفه ای علوم آزمایشگاهی و احیاء جایگاه واقعی و برجسته آن در عرصه بهداشت و درمان

تالیفات : كتاب‌ " خفی‌ علائی " (خلاصه ذخیره‌ خوارزمشاهی) ، ‌ كتاب‌ "الردعلی‌ الفلاسفه‌ " ، كـتاب " الیوم‌ واللیله "‌ ، ‌کتاب زبد الطب‌ ( در كتابخانه‌ ملی‌ پاریس‌) ، کتاب " ط‌ب‌ الملوكی" ، کتاب " الاغراض‌ الط‌بیعه‌" ، کتاب " مباحث‌ العلائیه" ، ‌ کتاب "ذخیره‌ خوارزمشاهی"‌ و رساله‌هایی‌ در منطق‌ ارسطویی به نامهای رساله فی‌ القیاس و دیگری‌ رساله فی‌ التحلیل ، رساله‌ متنبه..
[ دوشنبه 1390/01/29 ] [ 9:22 PM ] [ Sanaz ]

هی بازیگر ! گریه نکن ! ما همه مون مثل همیم !

صبحا که از خواب پا می شیم نقاب به صورت می زنیم !

یکی معلم می شه و یکی می شه خونه به دوش !

یکی ترانه ساز می شه ، یکی می شه غزل فروش !

یکی رئیس کارخونه ، یکی یه قاتل شرور !

یکی وکیل ، یکی وزیر ، یکی گدا ، یکی سپور !

کهنه نقاب زندگی تا شب رو صورتای ماس !

گریه های پشت نقاب مثل همیشه بی صداس !

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب !

از رو نوشته حرف نزن ، رها شو از پیله ی خواب !                      

نقشه ی یه دریچه رو ، رو پیله ی قفس بکش !

برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش !

کاشکی می شد تو زندگی ما خودمون باشیم وبس !

تنها برای یک نگاه ، حتی برای یک نفس !

تا کی به جای خود ما نقاب ما حرف بزنه ؟

تا کی سکوت رج زدن نقش نمایش منه ؟

آی نمایش نامه نویس ! نقش منو به من بده !

نقش جدال آخر تن به تنو به من بده !

می خوام همین ترانه رو رو صحنه فریاد بزنم !

نقابمو پاره کنم ، جای خودم داد بزنم !

هر کسی هستی یه دفه قد بکش از پشت نقاب !

از رو نوشته حرف نزن ، رها شو از پیله ی خواب !

نقشه ی یه دریچه رو ، رو پیله ی قفس بکش !

برای یک بار که شده جای خودت نفس بکش !

                                                                     یغما گلرویی

[ یکشنبه 1390/01/28 ] [ 8:22 PM ] [ Admin*hadis ]

داستان مداد


پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت. بالاخره پرسید:
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟

- درباره ی من می نویسید ؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :

- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم.

می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/01/28 ] [ 8:21 PM ] [ Persian star ]

امان ازما ایرانیها


همین چند هفته پیش بود که یک

ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.

وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد

بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپارا داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلارداره

کارشناس نگاهی به تیپ و لباس

موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..


و مرد هم سریع دستش را کرد توی

جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقاموافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته

کارمند بانک هم سریع کلید

ماشین گران قیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.

                                        خلاصه مرد بعد از دو هفته

همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام روپرداخت کرد.

کارشناس رو به مرد کرد و از

قول رئیس بانک گفت :

" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"


و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد

که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟


ایرونی یه نگاهی به کارشناس

بیچاره کرد و گفت:


تو فقط به من بگو کجای نیویورک

میتونم ماشین 250000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر فقط با 15.86دلار  پارک کنم؟

[ جمعه 1390/01/26 ] [ 9:0 PM ] [ Sanaz ]

برای دیدن طالع ماه خود به ادامه مطلب بروید ...

( راستی قصد توهین به کسی رو نداره ها !!! شما به خودتون نگیرین !!! )


 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/01/25 ] [ 10:1 PM ] [ Sanaz ]

 

جغرافیای آقایان :

در سن ١۸ تا ١٩سالگى، مثل هندوستان هستند كه برای زندگی کردن ٤ راه پیش روی خود می‌بینند. یا کنکور یا سربازی (به عبارت بهتر آشخوری) یا بیشتر مواقع عاشق می شن و تا صبح واسه عشقشون شعر می گن و یا پایان زندگی و مرگ.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/01/25 ] [ 9:54 PM ] [ Sanaz ]

 

جغرافیای خانم ها:

در سنین بین ۱۸ تا ۲۰: مانند آفريقا يا استراليا هستند نيمه كشف شده، با زيبايى هاى افسون كننده طبيعى.......


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/01/25 ] [ 9:52 PM ] [ Sanaz ]
[ پنجشنبه 1390/01/25 ] [ 9:48 PM ] [ Sanaz ]

كودكان از عشق چه می گویند؟

شنیدن تعاریف عشق و پاسخ سوالاتی که درباره عشق از کودکان پرسیده شده می تواند به شناخت بیشتر روحیه کودکان کمک کند. در اینجا پاسخ های متعدد کودکان را در مورد عشق (در 2 گروه سنی) خواهیم خواند.
ابتدا پاسخ های کودکان 5 تا 10 سال را كه به سوالاتی در مورد عشق و عاشقی پاسخ داده اند بخوانید :


ادامه مطلب
[ سه شنبه 1390/01/23 ] [ 9:7 PM ] [ Persian star ]

 

طنز حاضر جوابی یک دانش آموز ! | www.birdana.com

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس یادگارى بگیرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشویق می‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید : این سعیده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله
یکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مُرده!!

[ دوشنبه 1390/01/22 ] [ 7:17 PM ] [ Sanaz ]

صمیمیت یعنی بدون سانسور بودن. یعنی اینکه شخصیت خود را با تمام کم و کاستی ها و یا قوت ها نشان دادن، بدون اینکه بخواهیم چیزی را مخفی کنیم. همان گونه که می بینید کار دشواری است و رسیدن به صمیمیت عمیق و حقیقی اندکی دشوار به نظر می رسد. بسیاری از ما از اینکه ماسک های خود را کنار بگذاریم می ترسیم، از اینکه دیگران خود حقیقی ما را ببینند می ترسیم و گاهی هم دلیل تمام اینها اینست که ما خود را قبول نداریم، حس می کنیم کافی نیستیم، خوب نیستیم و برای اینکه از نظر دیگران خوب باشیم باید کسی دیگر باشیم و در ناخودآگاه به خود می گوییم خودت نباش، به دیگران مدام سرویس بده و آنها را راضی نگه دار تا تو را بپذیرند و دوستت داشته باشند.........
ادامه مطلب
[ دوشنبه 1390/01/22 ] [ 5:51 PM ] [ Admin*hadis ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

گاهی خدا درها را میبندد و پنجره ها را قفل می کند، زیباست اگر فکر کنیم شاید بیرون طوفان است و خدا می خواهد از تو محافظت کند.
امکانات وب